عز الدين حسينى زنجانى

108

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

بنابراين ، غريزهء خواستارى و تعلق به خويش عبث نيست و مراد از آن بيرون رفتن از محدودهء وجود خويش و توسعه يافتن آن است كه همهء جهان خلقت را در بر گيرد و محدوديت تمايلات و غرايز و افكار از ميان برخيزد و همه چيز را در جاى خود ببيند . اين وسعت وجودى و شكافتن سينهء آدمى است كه كانون هستى وى را عوض مىكند و در همه جا ديدش مقرون به نور خاصى از خدا مىگردد و از اين كه نعمت‌ها و احسان عمومى و در عين حال به خاطر شكافتن سينه خارج از وجود نامحدود خويش نيست ، خشنود مىشود . خلاصه حمد عبارت است از درك خوبىها و نعمت‌ها و ستايش روح در مقابل آنها بدون توجه به محدوده و تنگناى وجود خويش . به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست در اين مرحله انسان آن چنان تكامل پيدا مىكند كه سپاس خويش را در ضمن ستايش عمومى مىبيند و حتى در مقام سپاس‌گزارى در مورد خويش نيز به جهت انشراح صدر ، ستايش و حمد عمومى مىكند . روايتى از امام صادق عليه السلام در معناى شكر در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت شده : هَل للشُّكر حَدٌّ إذا فَعَلَهُ الْعَبْدَ كَانَ شاكِراً ؟ قالَ : نَعَم . قُلتُ : ما هُوَ ؟ قالَ : يَحمَدُ اللهَّ عَلى كُلِّ نِعمَةٍ عَلَيهِ في أهلٍ وَ مَالٍ ، وَ إن كانَ فيما أنعَمَ عَلَيهِ في مالِهِ حَقٌّ أدَّاهُ مِنهُ . و منه قولُهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - « سبحانَ الَّذى سَخَّرَلَنا هَذا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقرنِينَ » ، و منهُ قَولُه تعالى : « رَبِّ انْزِلنى مُنزَلًا مُبارَكاً وَ انْتَ خَيرُ المُنزَلينَ » ، و قَولهُ : « رَبِّ ادخِلنى مُدخَلَ صِدقٍ وَ اخْرِجنى مُخرَجَ صِدقٍ وَ اجْعَلْ لىِ مِنْ لَدُنْك سُلطاناً نَصيراً » ؛ از امام عليه السلام سؤال مىشود : براى شكر حدى هست كه اگر آن را انجام دهد سپاس‌گزار باشد ؟ فرمود : آرى . گفتم : چيست ؟ فرمود : خدا را در هر نعمتى از اهل و مال ستايش كند . اگر نعمتى